خانه > دلنوشته > مدادهای رنگی …

مدادهای رنگی …

میخواهم مدادهایم را بردارم و رنگ روزهای بیرنگ  پیرامونم را رنگی کنم .
میخواهم کنار آسمان دلگیر شهرم رنگین کمان بکشم .
میخواهم روی لبهای آدمهای عبوسی که از کنارم میگذرند گل صد برگ لبخند نقش بزنم .
میخواهم باران بکشم .ببارانم بر دلهای سنگی .شاید سبز شوند .
میخواهم خودمان را بکشم وسط جنگل هزار رنگ شمال کنار زالزالکهای قرمز .
میخواهم برای بچه های بی رمق این روزها که مثل نگار  به زور مدرسه میروند و بیطاقت درس میخوانند وسط کلاسهای درس هزار اسباب بازی ِ دلخواه از شعرهای زیبای ثمین باغچه بان تصویر کنم .
میخواهم مثل بابا نوئل از توی جورابهای سوراخ بچه های خیابان و کار کادوهای رنگ رنگ بکشم بیرون .
باور کن میتوانم .
میتوانم اگر خورشید حضورت را با مدادهای رنگی روی صفحه خاکستری و بیرنگ حضورم بکشی .

دسته‌ها:دلنوشته
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.