گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم
من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم
شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم ؟
این واژه ها صراحت ِ تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم
مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم
یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم
از : محمد علی بهمنی
دستهها:دستهبندی نشده
آماده ام که هم بشنومت هم ببینمت
سبز باشی بانو!
انتخاب زیبایی است از استاد
شب هایتان روشن
سلام بانو !
))
خوشحالم باز سعادت خواندنت نصیبم شد !!!
دلم برات خیلی تنگ میشه گاهی بانو!
کجایی بانوی نازنین ؟
هر کجا هستی شاد و تندرست باشی !
تا ببینیم…تا مرا ببینی…تا ببینی مرا…
حس خوبی دارد.