خانه > دسته‌بندی نشده >

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم

حتی اگر به دیده رویا ببینیم

من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست

بر این گمان مباش که زیبا ببینم

شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست

آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم ؟

این واژه ها صراحت ِ تنهایی من اند

با این همه مخواه که تنها ببینیم

مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی

بی خویش در سماع غزل ها ببینیم

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم

در خود که ناگزیری دریا ببینیم

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست

اما تو با چراغ بیا تا ببینیم

از : محمد علی بهمنی

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده
  1. آوریل 8, 2011 در 7:00 ق.ظ. | #1

    آماده ام که هم بشنومت هم ببینمت
    سبز باشی بانو!

  2. ماهان
    آوریل 10, 2011 در 3:59 ب.ظ. | #2

    انتخاب زیبایی است از استاد
    شب هایتان روشن

  3. آوریل 10, 2011 در 4:51 ب.ظ. | #3

    سلام بانو !
    خوشحالم باز سعادت خواندنت نصیبم شد !!! :) ))

  4. آوریل 17, 2011 در 12:26 ب.ظ. | #4

    دلم برات خیلی تنگ میشه گاهی بانو!

  5. آوریل 18, 2011 در 3:39 ق.ظ. | #5

    کجایی بانوی نازنین ؟
    هر کجا هستی شاد و تندرست باشی !

  6. آوریل 22, 2011 در 5:19 ق.ظ. | #6

    تا ببینیم…تا مرا ببینی…تا ببینی مرا…
    حس خوبی دارد.

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.